مانند از سیاره ای دیگر: 17 مکان های شگفت انگیز بر روی زمین

وزنهای که روی زمین 32 کیلوگرم است روی سیاره کیوان وزن آن 34 کیلوگرم میشود. سیاره های تیر یا عطارد، زهره یا ناهید، مریخ، مشتری، کیوان یا زحل، سیارک های درخشان، شهاب سنگ ها و بعضی از ستاره های دنباله دار را می توان بدون تلسکوپ مشاهده کرد. و همچنین گسترش خدمات دیجیتال و رایانهای، کارِ تصحیح متون و رسیدن به اصلِ نوشته و سرودۀ خالقِ اثر تا حدی آسانتر شده است؛ از این جهت است که کسانی چون خانم دکتر بصیرمژدهی با وجود نسخِ تصحیح شدۀ معتبری از خمسۀ نظامی همچون نسخههای وحید دستگردی و مسکو، باز به تصحیح متنِ مذکور یا دیگر متون کلاسیک میپردازند.

از جمله ویژگیهای اصلی منظومه شمسی این است که خورشید 99٪ کل جرم منظومه را تشکیل می دهد قطر 1.500.000 کیلومتر. ۱۰٫با این وجود، این میزان از طلا اشاره شده در مقابل مقدار موجود درفضا بسیار کم است.بر اساس آخرین اطلاعاتی که از سفینه “نیر” در سال ۱۹۹۹ به دست آمده است ، مقدار طلا تنها در یکی از سیاره ها به نام اروس بیش از کل میزان طلایی است که تا به حال بر روی زمین استخراج شده است.

بزرگ شدن لحظه ای تصویر این سیاره در تلسکوپ هابل نشان می دهد که این سیاره مرموز هر لحظه در حال نزدیک شدن به زمین است. حفظ شدن گرما در آن ، دمای زهره را 500 درجه سانتی گراد می رساند ، که از دمای سطحی عطارد نیز بیشتر است. سفرهای متعدد جِیک از دنیای واقعی به دنیای مجاز و استقرار یکسانِ روح او در قالب انسان متعارف و در عین حال آواتارِ بومیان ناشناخته به نوعی حکایت از یکسان بودن سرشتِ آدمیان نیز دارد، سرشتی که به موازات دور شدن از آئین ها و سنت های کهن و فاصله گرفتن از آفریده های خداوند از اصل تفکر و دیگر خواهی خویش فاصله می گیرد و به طور همزمان با اتکاء محض به دستآوردهای خود در گرداب خودخواهی و تباهی فرو می رود، و با وجود آن که ویرانی و تباهی زیباترین آفریده های خدا را به دست خود رقم زده، باز هم نشانی از آگاهی و عبرت در او دیده نمی شود؛ درست مانند خلبانی که در پروازی شباهنگام روشنایی های شهر را ستارگان شباویز انگاشته و به خیال اوج گرفتن با تمام سرعت به سوی آنها شیرجه میرود.

انسانی که در قالب “جان دانبار”(1) دنیای به ظاهر متمدن خود را فرو نهاده و به دنیای به ظاهر وحشی سرخپوستان پناهنده شده و “با گرگ ها می رقصید”(2) و با عقد برادری بستن با سرخپوستان هویت انسانی اش را در میان آنان جست و جو کرده و حتی به خاطر آنان جانش را به مخاطره میانداخت، اکنون نه در سرزمین های آمریکای شمالی که در سیاره ای بسیار دور و ناشناخته و در قالب “آواتارِ” “جِیک سالی”، مرز واقعیت و مجاز را در مینوردد و در لحظه ای سرنوشت ساز یکی را با دیگری معاوضه می کند و تا آنجا پیش می رود که در پایان فیلم، قالب واقعی اش را نیز ترک کرده،تلاش میکند به طور واقعی در قالب آواتارِ خود حلول نماید چرا که مفهوم زندگی واقعی را در دنیای ساده و بی آلایش بومیان پاندورا می یابد.

در این حالت درست مانند کسی که خواب می بیند، روح دانشمندان به دلیل اشتراک ژنتیکی با آواتار ها در قالب آنها حلول میءکند و به این ترتیب این امکان را پیدا می کنند که با استفاده از بدن آواتارها به راحتی و بدون نیاز به ماسک اکسیژن به دنیای ناشناخته ی سیاره ی پاندورا قدم گذاشته به اکتشاف و مطالعه بپردازند. شور و شعف ناشی از این مسئله و کنجکاوی و جست و خیز کودکانه ی آواتارِ جِیک در نخستین لحظات قدم نهادن بر پاندورا باعث می شود که مورد حمله ی جانواران غول آسای سیاره ی ناشناخته قرار گیرد و در حین فرار از گروه تحقیقاتی “شرکت” دور افتد.

باید از سازهایی استفاده میکردم که با گوش تماشاگر آشنا نباشند. دانشمندان میخواهند برای اکتشاف زیستمحیط سرزمین پاندورا از بدلهای ناویها استفاده کنند و نام آن را «آواتار» گذاشتهاند. حتی برخی از آیتم ها را می توان با هم ترکیب کرد و سلاح یا وسیله جدیدی را خلق کرد. نام این سیاره، ناهید، زهره و یا ونوس (Venus) است. گروه اصلی بازیگرانی که در قسمت اول حضور داشتند، هنوز هم تحت قرارداد هستند و بازگشتشان برای آواتار ۲ قطعی است. فرماندهی تقویت منابع (RDA) به دنبال کانی ارزشمندی است که در پاندورا وجود دارد.

مهم ترین خواسته و آرزوی جیک این است که بتواند بار دیگر بر روی پاهایش بایستد و آزادانه به این سو و آن سو بدود. دربارۀ موسیقی و زهره، آناهیتا و دخترک قصه باید گفت که بیرونی، زهره را زنی که بر اشتری نشسته و پیشش بربط است و همیزند به تصویر میکشد (بیرونی، 1362). دخترک زیباروی قصه نیز موسیقیدان و نوازنده است. حالا میخواهیم فراتر از عکسبرداری از بخشهای مشخص جو سیارههای فراخورشیدی برویم و به صورت سیستمهای سهبعدی و واقعی آنها را مطالعه کنیم.

پس اطلاعاتمون رو در هر زمینه ای باید گسترش بدیم تا بهترین نتایج رو کسب کنیم… صرف نظر از اینکه “آواتار” ساخته و پرداخته ی ذهن کیست، میتوان آن را نقدی بر قصه رویاهای ناقص و غفلت آلود بشر از چیزی دانست که به پندار خود آن را اوج دانش و پیشرفت انگاشته است؛ حکایت سلّاخی انسان و طبیعت به دست انسان، حکایت اوج استیلای نیازهای کاذب بشر بر نیازهای واقعی که در هر روزگاری به الفاظ گوناگون نامیده شده، روزی “کشور گشایی و پادشاهی” و امروزی “سرمایه داری” و فردایی”شرکت”.

مردمانی که همچون بومیان پاندورا به هنگام شکار با زمزمه ی نجواهای خاص از نیروی اَزَلی حاکم بر طبیعت و جهان هستی به خاطر از بین بردن یک جاندار اجازه میگرفتند، بی دلیل چرخه ی زیست و انرژی را دستخوش تغییر نمی کردند و نهایت تلاش خود را برای همسویی با قوانیی طبعیت به کار می بستند. او در جنگی که بین انسانها و ناویها اتفاق میافتد، در جبهه ناویها میایستد و با انسانها مقابله میکند و درنهایت ناویها پیروز میدان شده و موفق میشوند انسانها را دوباره به زمین برگردانند.

بازیکن با استفاده از سلاح های مختلف در دید اول شخص، گروه های بزرگی از دشمنان را از بین می برد، شخصیت را توسعه می دهد و قطعات مناسب تجهیزات را برای آنها انتخاب می کند. کامرون به استفاده از آخرین فناوریهای روز در تولید فیلمهایش مشهور است و در این فیلم احتمالاً یکی از جاهطلبانهترین کارگردانیهای او را خواهیم دید. جیک علیرغم قولی که مبنی بر جمعآوری اطلاعات راجع به موجودات حاضر در پاندورا و زیستگاهشان به فرماندهاش داده بود؛ با آشنایی بیشتر با نیتیری و قبیلهاش، زیر قولش میزند و نمیگذارد انسانها به خواستهشان رسیده و سیاره پاندورا را تصاحب کنند.

که به سبب تبدیل از شکل گفتاری به شکل نوشتاری ناشی شدهاست. اما علاوه بر تمامی ویژگی های هنری و تکنیکی آواتار، آنچه این فیلم را از دیگر تولید های هالیوودی متمایز می سازد شاید این باشد که نمادهای قوم بنی اسراییل را در مرکز توجه قرار میدهد؛ کمتر کسی است که داستان سخن گفتن موسی با خداوند را بداند و با دیدن درختی نورانی که حتی در روز هم می درخشد و بومیان گِرد آن حلقه زده و نیایش می کنند در ضمیر ناخودآگاهش به یاد داستان کوه “طور ” نیافتد، شکل شاخه ها و برگ های افشان درخت درخشان و قاصدک های شب تاب را ببیند و در پسِ ضمیرش آن شمعدانی های معروف تداعی نشود و یا زبان تخیلی بومیان پاندورا را بشنود و شباهت موسیقائیش را با زبان مادری برخی سیاستمداران نوظهور خاورمیانه نسنجد.

این بازی توسط نرمافزار معروف Gearbox، سازنده مجموعهای از شوترهای کلاسیک تاکتیکی مانند برادران در ارتش را با همکاری یوبی سافت ساخته شده است. شواهد و دلایلی وجود دارد که نشان میدهد خیلی پیشترها سطح زهره هم مانند سطح زمین جا به جا شده است. نتایج تحقیقات تازه دانشمندان نشان میدهد که اگر انسان بخواهد برای مدت طولانی در مریخ یا هر محیط دیگری خارج از کرهزمین زندگی کند، پیش از آن باید از طریق مهندسی ژنتیک، اصلاح ژنوم شود و برخی از ویژگیهای بدنش تغییر کند.

این همان است که با بزرگنمایی و رفتن از خانه خود به سمت منظومه شمسی رخ میدهد… حداقل یک سیاره فراخورشیدی شناختهشده به نام وسپ-۱۷بی در جهت عکس چرخش ستاره خود به دور آن میگردد. بر مبنای اطّلاعات و تصاوير ارسالی سفینه کاوشگر وويجر2 (سال1986) اين سياره حداقل 15 قمر دارد که 5 قمر آن از بقيه بزرگترند و از مدتها با تلسکوپهای زمينی کشف شده بودند. حداقل جرم مورد نیاز برای سیاره بودن یک جسم فراخورشیدی همان مقداری است که در مورد منظومه شمسی در نظر گرفته میشود. در اینجا لازم نیست تا همانند برخی نویسندگان آواتار را به مکتب کابالا و مسائلی چون نفوذ صهیونیسم در هالیوود نسبت داده شود چرا که این فیلم به قدر کافی به اسطوره های دیگر ملل نیز توجه دارد.

0.02056) و میل زیاد (7 درجه نسبت به دایرهالبروج) با نیم قطر اطول 0.03871 Au و یک دوره تناوب مداری نجومی 87.96 روز به دور خورشید میگردد. اینکه بیتالمعمور در آسمان چهارم و به موازات کعبه است، خود شاهدی مستقل علیه نظریه منظومه شمسی است؛ زیرا بهعلت حرکات وضعی و انتقالی، زمین و سایر سیارات نسبت به هم وضعیت ثابتی ندارند بنابراین امکان تقابل محلی از هر یک از سیارات با محلی که کعبه در آن قرار دارد منتفی است. ظاهراً فیلمبرداری دو فیلم پیاپی برای ورثینگتون بسیار دشوار بوده و کامرون گفته که او برای ایفای نقش خود فشار زیادی متحمل شده است.

فضاپیمای کاسینی سال ها به دور مدار زحل چرخید و اطلاعات بسیار زیادی از اقمار این سیاره، فصل ها، حلقه های آن ، وضعیت آب و هوایی و جو این سیاره برای ما ارسال کرد. ۲. منظومه شمسی در مرکز کهکشان راه شیری قرار دارد و ما در یکی از چهار بازوی مارپیچی آن قرار داریم. چهار بازیگر که در چهار سریال پربیننده ایفای نقش کردهاند، در آواتار ۲ کاراکترهای جدیدی را معرفی خواهند کرد: اونا چاپلین (Game of Thrones)، کلیف کرتیس (Fear The Walking Dead)، ادی فالکو (The Sopranos) و میشل یئوه (Star Trek: Discovery). What the approach is, will be explained later?

دیدگاهتان را بنویسید